Aپایه
Algorithmالگوریتم
دستورالعمل مرحلهبهمرحله برای حل یک مسئله.
مفاهیم پایهمثال
مرتبکردن فهرست نامها با یک روش مشخص، یک الگوریتم ساده است.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: در AI الگوریتم مشخص میکند داده چگونه پردازش شود و تصمیم یا پیشبینی چطور شکل بگیرد.
وقتی استفاده کن که: وقتی میخواهی دربارهٔ روش حل یک مسئله، مستقل از ابزار، صحبت کنی.
Bمتوسط
Benchmarkمعیار سنجش
مجموعهای از آزمونهای ثابت برای مقایسهٔ عملکرد مدلها یا سیستمها.
ارزیابیمثال
پنجاه سؤال ثابت را به دو مدل بده و دقت و زمان پاسخ را مقایسه کن.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: بدون سناریوی مشترک، مقایسهٔ دو مدل بیشتر شبیه حدس است تا ارزیابی.
وقتی استفاده کن که: وقتی لازم است مدلها یا نسخههای مختلف را با یک سناریوی ثابت مقایسه کنی.
Cمتوسط
Context Windowپنجرهٔ زمینه
بیشترین مقدار متنی که مدل در یک درخواست میتواند ببیند.
مدلهای زبانیمثال
اگر متن ورودی از پنجرهٔ زمینه بزرگتر باشد، بخشی از آن باید حذف یا خلاصه شود.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: طول context روی حافظهٔ گفتگو، هزینه و کیفیت پاسخ اثر میگذارد.
وقتی استفاده کن که: وقتی پاسخ ناقص میشود یا باید بدانی چه مقدار متن را میتوانی به مدل بدهی.
Dپایه
Datasetمجموعهداده
مجموعهای از نمونهها برای آموزش، ارزیابی یا آزمایش.
دادهمثال
فهرست تیکتهای برچسبخوردهٔ پشتیبانی میتواند دیتاست طبقهبندی باشد.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: کیفیت، نمایندگی و مجوز داده معمولاً از حجم خام آن مهمتر است.
وقتی استفاده کن که: وقتی دربارهٔ مجموعهٔ نمونههای آموزشی، ارزیابی یا آزمایش حرف میزنی.
Eمتوسط
Embeddingبردار جاسازی
تبدیل متن، تصویر یا داده به بردار عددی که شباهت معنایی را حفظ میکند.
مدلهای زبانیمثال
دو متن دربارهٔ یک موضوع، حتی با واژههای متفاوت، embedding نزدیکتری میسازند.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: بردارها پایهٔ جستوجوی معنایی و بسیاری از سیستمهای RAG هستند.
وقتی استفاده کن که: وقتی جستوجوی معنایی، پیشنهاد مشابه یا RAG میسازی.
Fپیشرفته
Fine-tuningتنظیم دقیق
آموزش بیشتر یک مدل روی نمونههای تخصصی برای تغییر رفتار یا سبک خروجی.
مدلهای زبانیمثال
برای ثابتکردن سبک پاسخ روی نمونههای تاییدشده، میتوان مدل را fine-tune کرد.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: قبل از fine-tuning باید با prompt، RAG و ارزیابی پایه مسئله را دقیق کرد.
وقتی استفاده کن که: وقتی prompt و دادهٔ زمینهای کافی نیستند و به تغییر پایدار رفتار مدل نیاز داری.
Gمتوسط
Guardrailsمحافظها
قواعد و فیلترهایی که رفتار سیستم را در محدودهٔ مورد انتظار نگه میدارند.
ایمنی AIمثال
محدودکردن ابزار agent به خواندن فایلها یک guardrail دسترسی است.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: guardrail جایگزین تست و نظارت انسانی نیست؛ فقط سطح ریسک را پایین میآورد.
وقتی استفاده کن که: وقتی میخواهی ورودی، خروجی یا اقدام سیستم را در محدودهٔ امن نگه داری.
Hپایه
Hallucinationتوهم مدل
تولید پاسخ نادرست یا ساختگی با لحن مطمئن.
ایمنی AIمثال
مدل برای کتابی که وجود ندارد، نام نویسنده و لینک ساختگی میسازد.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: منبع، citation، محدود کردن دامنه و ارزیابی منظم راههای کاهش این ریسک هستند.
وقتی استفاده کن که: وقتی پاسخ مطمئن به نظر میرسد اما منبع یا شواهد قابل بررسی ندارد.
Iپایه
Inferenceاستنتاج
مرحلهٔ استفاده از مدل آموزشدیده برای تولید پیشبینی یا پاسخ.
مدلهای زبانیمثال
تولید پاسخ برای یک prompt در زمان استفاده، inference است.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: latency، هزینه و محدودیت context در زمان inference تجربهٔ کاربر را تعیین میکنند.
وقتی استفاده کن که: وقتی دربارهٔ زمان اجرا، latency، هزینه یا خروجی مدل آموزشدیده صحبت میکنی.
Jپیشرفته
Jailbreakدور زدن محدودیت
تلاش برای وادار کردن مدل به نقض دستورها یا سیاستهای ایمنی.
ایمنی AIمثال
کاربر تلاش میکند با دستورهای چندلایه، محدودیت ابزار را بیاثر کند.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: سیستم تولیدی به threat model، تست adversarial و ثبت رخداد نیاز دارد.
وقتی استفاده کن که: وقتی یک ورودی قصد دورزدن قوانین یا مرزهای ایمنی سیستم را دارد.
Kمتوسط
Knowledge Graphگراف دانش
نمایش موجودیتها و رابطههای آنها به شکل گره و یال.
دادهمثال
رابطهٔ «شخص در شرکت کار میکند» را میتوان به شکل دو گره و یک یال ذخیره کرد.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: گراف دانش برای سؤالهایی مفید است که رابطه و مسیر از خود متن مهمتر است.
وقتی استفاده کن که: وقتی رابطهها، مسیرها و موجودیتها از متن خام مهمتر هستند.
Lپایه
LLMمدل زبانی بزرگ
مدلی آموزشدیده روی حجم بزرگی از متن برای فهم و تولید زبان.
مدلهای زبانیمثال
یک LLM میتواند متن را خلاصه، بازنویسی یا بر اساس context تولید کند.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: LLM ابزار عمومی است؛ کیفیت کار واقعی به context، ابزارها، داده و ارزیابی وابسته است.
وقتی استفاده کن که: وقتی دربارهٔ مدل عمومی تولید یا فهم زبان صحبت میکنی.
Mمتوسط
MCPپروتکل زمینهٔ مدل
استانداردی برای اتصال agent به ابزارها و منابع داده با قرارداد مشخص.
عاملهای هوشمندمثال
یک سرور MCP میتواند فهرست فایلهای مجاز را به agent ارائه کند.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: MCP میتواند اتصال را استاندارد کند، اما مجوز و مرز دسترسی همچنان باید جداگانه کنترل شود.
وقتی استفاده کن که: وقتی میخواهی ابزار و منبع داده را با قرارداد مشخص به agent وصل کنی.
Nپایه
NLPپردازش زبان طبیعی
حوزهای برای فهم، تحلیل و تولید زبان انسانی توسط ماشین.
یادگیری ماشینمثال
استخراج نام شرکتها از متن فارسی یک کار NLP است.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: جستوجو، خلاصهسازی، طبقهبندی و استخراج موجودیت از کاربردهای رایج NLP هستند.
وقتی استفاده کن که: وقتی مسئلهات فهم، طبقهبندی یا تولید زبان انسانی است.
Oمتوسط
Open Source Modelمدل متنباز
مدلی که کد، وزن یا مجوز آن تا حدی برای بررسی و استفاده منتشر شده است.
مدلهای زبانیمثال
پیش از استفادهٔ تجاری، مجوز وزنها و دادهٔ مدل را بررسی کن.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: متنباز بودن همیشه به معنی آزاد بودن برای هر کاربرد یا ساده بودن استقرار نیست.
وقتی استفاده کن که: وقتی دربارهٔ دسترسی، اجرا یا مجوز یک مدل منتشرشده تصمیم میگیری.
Pپایه
Prompt Engineeringمهندسی prompt
طراحی ورودی، زمینه و محدودیت برای گرفتن خروجی قابل اتکاتر.
Promptمثال
تعریف نقش، ورودی، فرمت JSON و معیار قبولی یک prompt مهندسیشده است.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: prompt خوب باید نقش، هدف، دادهٔ مجاز، فرمت خروجی و معیار موفقیت را روشن کند.
وقتی استفاده کن که: وقتی با تغییر ساختار ورودی میخواهی کیفیت و ثبات خروجی را بهتر کنی.
Qپیشرفته
Quantizationکوانتیزاسیون
کاهش دقت عددی وزنهای مدل برای کم کردن حجم و هزینهٔ اجرا.
زیرساختمثال
مدل 8-bit معمولاً حافظهٔ کمتری از نسخهٔ کامل مصرف میکند.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: کاهش حجم میتواند هزینهٔ سرعت یا دقت داشته باشد و باید روی سناریوی واقعی سنجیده شود.
وقتی استفاده کن که: وقتی میخواهی مدل را ارزانتر یا روی سختافزار محدود اجرا کنی.
Rمتوسط
RAGتولید افزوده با بازیابی
بازیابی اطلاعات مرتبط از منبع بیرونی پیش از تولید پاسخ.
دادهمثال
پیش از پاسخ به سؤال قرارداد، بندهای مرتبط از اسناد بازیابی میشوند.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: RAG مشکل بهروز بودن و citation را بهتر میکند، اما کیفیت retrieval و منبع تعیینکننده است.
وقتی استفاده کن که: وقتی پاسخ باید به اسناد، داده یا اطلاعاتی بیرون از حافظهٔ مدل تکیه کند.
Sمتوسط
System Promptprompt سیستمی
دستورالعمل سطح بالایی که رفتار کلی مدل یا agent را تعیین میکند.
Promptمثال
دستور سیستمی میگوید پاسخ کوتاه باشد و فقط از منابع مشخص استفاده شود.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: system prompt بهتنهایی مرز امنیتی کافی نیست و باید با ابزار، مجوز و تست همراه شود.
وقتی استفاده کن که: وقتی میخواهی رفتار پایه و قرارداد خروجی یک مدل یا agent را تعریف کنی.
Tپیشرفته
Transformerترنسفورمر
معماری شبکهٔ عصبی مبتنی بر attention که پایهٔ بسیاری از مدلهای امروزی است.
یادگیری ماشینمثال
attention به مدل کمک میکند ارتباط واژههای دور از هم را در متن ببیند.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: توانایی پردازش رابطههای دور در متن باعث شد transformer در زبان و تصویر گسترده شود.
وقتی استفاده کن که: وقتی دربارهٔ معماری اصلی بسیاری از مدلهای زبانی و چندرسانهای صحبت میکنی.
Uپیشرفته
UI Agentعامل رابط کاربری
agentی که برای انجام کار با عناصر رابط کاربری برنامهریزی و تعامل میکند.
عاملهای هوشمندمثال
agent یک فرم را باز میکند، مقدار را وارد میکند و پیش از ارسال تأیید میگیرد.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: هر اقدام بیرونی باید قابل مشاهده، محدود و در صورت نیاز تأییدپذیر باشد.
وقتی استفاده کن که: وقتی agent با صفحه، دکمه، فرم یا مرورگر مثل کاربر تعامل میکند.
Vمتوسط
Vector Databaseپایگاه دادهٔ برداری
پایگاه دادهای برای ذخیره و جستوجوی embedding بر اساس شباهت.
دادهمثال
embedding اسناد در vector database ذخیره میشود تا نزدیکترین بخشها پیدا شوند.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: انتخاب مدل embedding، chunking و metadata به اندازهٔ خود دیتابیس مهم است.
وقتی استفاده کن که: وقتی باید حجم زیادی از بردارها را بر اساس شباهت معنایی جستوجو کنی.
Wمتوسط
Workflow Agentعامل گردشکار
سیستمی که چند مرحلهٔ تعریفشده را با ابزار و شرط اجرا میکند.
عاملهای هوشمندمثال
agent ابتدا داده را میخواند، اعتبارسنجی میکند و سپس گزارش را ذخیره میکند.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: workflow agent باید توقف، retry، timeout و مسیر خطای مشخص داشته باشد.
وقتی استفاده کن که: وقتی کار چند مرحلهٔ ثابت، ابزار و مسیر خطا دارد.
Xپیشرفته
XAIهوش مصنوعی توضیحپذیر
روشها و ابزارهایی برای فهم دلیل یک خروجی یا تصمیم مدل.
ایمنی AIمثال
سیستم نشان میدهد کدام ویژگیها بیشترین اثر را بر امتیاز داشتهاند.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: توضیحپذیری برای debug، اعتماد و تصمیمهای حساس مهم است؛ توضیح ساده الزاماً توضیح کامل نیست.
وقتی استفاده کن که: وقتی کاربر یا تیم باید دلیل یک پیشبینی یا تصمیم مدل را بفهمد.
Yپایه
YAMLزبان پیکربندی
قالب خوانایی برای نوشتن تنظیمات و دادههای ساختاریافته.
زیرساختمثال
نام محیط، پورت و feature flagها را میتوان در YAML نگه داشت.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: فایلهای design و pipeline از YAML استفاده میکنند، اما indentation و نوع داده باید تست شود.
وقتی استفاده کن که: وقتی دادهٔ ساختاریافتهای میخواهی که انسان هم بهراحتی بخواند و ویرایش کند.
Zپایه
Zero-shotبدون نمونه
انجام یک کار بدون ارائهٔ نمونهٔ حلشده و فقط با توضیح دستور.
Promptمثال
از مدل میخواهی یک متن را بدون نمونهٔ قبلی در سه bullet خلاصه کند.
تعریف کامل، مثال و زمان استفاده
با جزئیات: وقتی قرارداد خروجی دقیق باشد، zero-shot برای نمونهسازی سریع مفید است.
وقتی استفاده کن که: وقتی میخواهی با توضیح مسئله و بدون ارائهٔ نمونه شروع کنی.